231رجاليون بعدى با توجه به جلالت قدر محمد بن عيسى، حتى اين استثنا را بر ابنوليد و شاگرد بزرگوارش خرده گرفته و نابجا دانستهاند. 1
مرحوم شيخ طوسى نيز در مواضع متعددى او را تضعيف كرده و مجموع ادلهاى كه براى تضعيف وى نقل كرده، اتهام غلو (با تعبير قيل) و نظر شيخ صدوق و استادش و انتساب ابن عيسى به مذهب يونس(كه در برههاى متهم به فساد مذهب شد و بعد برائتش ثابت شد) است. 2
در مجموع مىتوان گفت كه تضعيفهاى منقول درباره وى، قدرت معارضه با توثيقهايى كه - تسالم اصحاب - را درباره محمد بن عيسى نقل كرده، ندارد؛ به خصوص كه مآل تضعيف آنها به مسئله غلو و تضعيف ابنوليد است كه در مسئله غلو تا جايى سختگير است و اعتقاد شاذى دارد كه نفى سهو از پيامبر اكرم(ص) را نيز نوعى غلو مىداند. 3 با اين توضيحات سند اين روايت شريف معتبر دانسته مىشود.
دلالت روايت
در اين روايت امام(ع) در پاسخ به سؤال راوى - كه حكم فوت بيتوته در منا، بهخاطر گرفتارى و اشتغال به امرى، را پرسيده است - هرگونه بأس را در مورد وى نفى كردهاند. از آنجا كه بأس در لغت به معناى جنگ، شدت و عذاب است، و اسم مشتق از آن «بأساء» به معناى مشقت، ضرر و جنگ است، مىتوان معناى لابأس را نفى هرگونه ضرر، مشقت، عذاب و هر شىء مورد كراهت دانست 4 و با توجه به اينكه اين معنا بر