216صورت اشتغال به عبادت، دلالت مىكند. منتها دلالت روايت بر مدلول دوم، به نحو ظهور است و بر مدلول اول به نحو اشعار. بايد تذكر داد كه روايت اصل وجوب بيتوته را نفى نمىكند، بلكه مىتواند از ادله اثبات آن باشد.
3. روايتهاى نافى كفاره به شرط گذشتن از بيوت مكه:
يك - صحيح محمد بن اسماعيل
(محمد بن الحسن باسناده) عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ(ع) فِي الرَّجُلِ يَزُورُ فَيَنَامُ دُونَ مِني، فَقَالَ: «إِذَا جَازَ عَقَبَةَ الْمَدَنِيِّينَ فَلَا بَأْسَ أَنْ يَنَامَ». وَ رَوَاهُ الْكُلَيْنِيُّ مُرْسَلًا عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ(ع) مِثْلَهُ. 1
از امام كاظم(ع) درباره كسى پرسيدم كه به زيارت كعبه رفته و قبل از رسيدن به منا خوابيده. امام(ع) فرمود: «اگر از گردنه مدنيين گذشته باشد، عيبى ندارد بخواند».
سند روايت
در سند روايت سعد بن عبدالله اشعرى و محمد بن الحسين، ابن ابىالخطاب كه راوى اصلى وى است و محمد بن اسماعيل كه به قرينه راوى و مروى عنه ابن بزيع است، 2 همه توثيق دارند 3 و روايت صحيح است.
دلالت روايت
اين روايت نيز به نحو اطلاق، بيتوته در خارج منا، در حد فاصل ميان مكه و منا را جايز مىداند و كفارهاى را هم براى عدم بيتوته در منا واجب نمىكند و با روايتهايى
كه بيتوته را تنها در منا جايز مىداند، تعارضى بدوى دارند كه قائل به استحباب بيتوته، با حمل آن دسته از روايات به استحباب، اين تعارض را حل مىكند.