215است». اين احتمال وجود دارد كه بتوان از اين روايت، مطلوبيت غير الزامى بيتوته در منا را استفاده كرد؛ چراكه امام با وجود اثبات تخلف براى اين فرد، كفاره را بر وى واجب ندانسته است. البته در اين روايت وجوه ديگرى نيز براى جمع هست كه در جمعبندى مطالب فصل، به آن پرداخته مىشود.
2. روايت نافى كفاره، به شرط عبادت در مكه:
صحيح معاوية بن عمار
وَ رَوَاهُ الْكُلَيْنِيُّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ وَ ابْنِ أَبِيعُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ...، وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ زَارَ عِشَاءً، فَلَمْ يَزَلْ فِي طَوَافِهِ وَ دُعَائِهِ وَ فِي السَّعْيِ بَيْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ حَتَّى يَطْلُعَ الْفَجْرُ، قَالَ: «لَيْسَ عَلَيْهِ شَيْءٌ كَانَ فِي طَاعَةِ الله». 1
از امام صادق(ع) درباره مردى پرسيدم كه قبل از نيمه شب به مكه براى انجام دعا رفته و تا صبح مشغول عبادت و طواف و دعا و سعى بوده تا اينكه فجر طلوع كرده است. حضرت فرمود: «چيزى بر او نيست؛ چراكه مشغول اطاعت خداوند بوده است».
سند روايت
دو سند از اين روايت كه بدون ترديد صحيح بودند، پيش از اين بحث شد و صحت روايت اثبات گرديد.
دلالت روايت
اين روايت نيز علاوه بر اينكه تقرير ضمنى امام را در مورد لزوم بيتوته در منا، در بر دارد، آن را به دليل عبادت در مكه، ضرورى ندانسته و علت عدم وجوب كفاره بر وى را به دليل ترك بيتوته در منا، اشتغالش به عبادت ذكر كرده است؛ بنابراين هم بروجوب بيتوته در صورت عدم اشتغال به عبادت، و به همين نحو بر عدم وجوب آن در