214وجوب كفاره تلازمى با وجوب بيتوته نداشته باشد، و ماهيت دم و گوسفندى كه بايد قربانى شود، جبران و تكميل كننده نقص عبادت باشد و نه جريمهاى براى تخلف، اين استدلال را با اشكال مواجه مىكند. اين حمل به صورت احتمال در كلمات مقدس اردبيلى(به صورت قوى) 1، آقاضياء الدين عراقى 2 و خوانسارى آمده است. 3
اين روايات را مىتوان به چهار دسته تقسيم كرد:
1. روايت نافى كفاره براى ترك بيتوته منا مطلقا:
صحيح عيص بن قاسم:
وَ عَنِ الحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعِيصِ بْنِ الْقَاسِمِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِاللهِ(ع) عَنْ رَجُلٍ فَاتَتْهُ لَيْلَةٌ مِنْ لَيَالِي مِنى، قَالَ: «لَيْسَ عَلَيْهِ شَيْءٌ وَ قَدْ أَسَاءَ». 4
عيص بن قاسم مىگويد، از امام صادق(ع) درباره كسى پرسيدم كه يك شب از شبهاى منا از او فوت شده. فرمود: «كار بدى كرده است؛ ولى چيزى بر عهدهاش نيست».
سند روايت
سند اين روايت بررسى شد و صحت و اعتبار آن ثابت گشت. بنابراين به بررسى دوباره آن نمىپردازيم.
دلالت روايت
امام(ع) در اين روايت بدون استفسار از راوى - كه درباره كسى پرسيده كه بيتوته در منا از وى فوت شده و نتوانسته در منا حاضر شود - پاسخ دادهاند كه چيزى بر او واجب نيست و در حقيقت احتمال وجوب كفاره را نفى مىكنند. ولى تحقق شىء مكروه يا مبغوض را انكار نمىكنند و مىفرمايند: «و قد اساء»؛ «مرتكب كار زشتى شده