186روايت على بن رئاب از ابىبصير:
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ حَسَنِ بْنِ حُسَيْنٍ اللُّؤْلُؤِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عن أَبِيبَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللهِ(ع) عَنِ الرَّجُلِ يَنْسَى أَنْ يَحْلِقَ رَأْسَهُ حَتَّى ارْتَحَلَ مِنْ مِنىً فَقَالَ: «مَا يُعْجِبُنِي أَنْ يُلْقِيَ شَعْرَهُ إِلَّا بِمِنىً وَ لَمْ يَجْعَلْ عَلَيْهِ شَيْئاً». 1
ابوبصير مىگويد: از امام صادق درباره مردى پرسيدم كه تراشيدن سرش را تا پس از كوچ كردن از منا فراموش كرد. امام فرمود: «راضى نيستم كه موهايش جز در منا بريزد»، و كفارهاى بر او قرار نداد.
تعبير «لايعجبني» در اين دو روايت، قرينهاى مىشود تا روايات آمره به ارسال شعر
به منا، حمل بر استحباب شود. 2
اشكال: اين تعبير ظهور در استحباب ندارد. بلكه وجوب نيز در آن محتمل است. اين روايت مختص حالت نسيان است. به علاوه با توجه به قصور سندى اين روايت و صحت سند روايات دال بر وجوب، نمىتواند با آنها معارضه كند. 3
نقد: روايات داله بر وجوب نيز مربوط به حالت نسيان بود و اين حكم، با الغاء خصوصيت نسيان در اعذار ديگر تسرى داده شد. بنابراين قول به اختصاص به حالت نسيان پذيرفته نيست. اما مىتوان گفت كه روايات دال بر وجوب رجوع اظهر از اين روايت است كه ابهام دارد و محتمل الوجوب و الندب است و براساس قاعده حمل ظاهر بر اظهر، آن روايات قرينه بر استفاده وجوب از اين روايت مىشود. 4
صحيح معاوية بن عمار:
مُوسَى بْنُ الْقَاسِمِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ(ع) قَالَ: «كَانَ عَلِيُّ