99از خود ارث باقى نمىگذاريم» را هيچكس از پيامبر(ص) نشنيده بود و على(ع) و فاطمه و حسن و حسين(عليهما السلام) و ام ايمن - رضى الله عنها - كه رسول خدا او را از زنان بهشتى شمرده بود، اين سخن را انكار كردند و حضرت على(ع) به ابوبكر فرمود: «تو برخلاف قرآن حكم مىكنى»!
همه اينها مبين اين حقيقت است كه حديثى كه ابوبكر ادعا كرد و به غير عمر شاهد ديگرى نداشت و هيچ كس از امت اسلام اين حديث را نشنيده بود، صحت ندارد. جعل اين حديث فقط براى غصب حكومت و كوتاه كردن دست اميرالمؤمنين على(ع) از مال دنيا بود؛ زيرا اگر مالى در دست على(ع) بود، خواه نا خواه دور على(ع) را نيز مىگرفتند و براى حكومت ظاهرى آنها خطرناك بود. به همين دليل ابوبكر با ترفند خود اين حديث را جعل كرد.آيا بزرگ تر از اين دروغ و دروغگويى در تاريخ سراغ داريد؟!
آقاى فاضل! و لو به قول شما از پيامبر(ص) درباره على بن ابىطالب(ع) يا ابوبكر يا ديگران، نص خاصى وجود نداشته باشد و رسول خدا(ص) امت را به خود امت سفارش كرده باشد كه پس از من، يك نفر را تعيين و به او اقتدا كنيد! 1 آيا شخصيتى مثل ابوبكر را مىتوان به جانشينى پيامبر(ص) پذيرفت؟
خواندن اوراق تمام شد و با تمام شدنش سكوت مطلقى مجلس را فرا گرفت. فاضل و دوستش اسحاق، سر بهزير انداختند. گويا با دريايى از غم روبهرو شدند. راه فرار بسته شده بود، ديگر اميدى به پيروزى خود نداشتند و مانده بودند با اين وقايع پيشآمده مرا چگونه هدايت كنند. آقاى فاضل قول داده بود با دليل ثابت كند كه شيعيان مشركند، ولى