119در آن هستيد، آتش زند. به خدا سوگند! آنچه را سوگند خورده است، انجام مىدهد. به خوبى بازگرديد و تصميمتان را قطعى كنيد و نزد من برنگرديد! آنان (على و ياران او) از نزد فاطمه(س) بازگشتند و تا با ابوبكر بيعت نكردند، به خانه فاطمه(س) بازنگشتند.
ابن ابىشيبه، تا حدى توانسته است، به واقعه رخ داده، فرم شرعى بپوشاند و همه را با ارشاد فاطمه(س) به بيعت ابوبكر فراخواند، ولى نتوانسته تهديد عمربن خطاب را درباره سوزاندن درِ خانه فاطمه(س) منكر شود!
2. احمد بن يحيى جابر بغدادى بلاذرى (م270ه-.ق) نويسنده معروف و صاحب تاريخ بزرگ، اين رويداد تاريخى را در كتاب انساب الاشراف اينگونه نقل مىكند.
إِنَّ أَبابَكر أَرْسَلَ إلى عَلى يريدُ الْبَيعَةَ فَلَمْ يبايعْ، فَجاءَ عُمَرُ وَ مَعَهُ فَتيلة! فَتَلَقَتْهُ فاطِمَةَ عَلَى الْبابِ. فَقالَتْ فاطِمَةُ: يابْنَ الْخَطّاب أَتَراكَ مُحْرِقاً عَلى بابى؟ قالَ: نَعَمْ وَ ذلِكَ أَقْوى فيما جاءَ بِهِ ابُوكِ... . 1
ابوبكر به دنبال على(ع) فرستاد تا بيعت كند، ولى على(ع) از بيعت خوددارى كرد. سپس عمر همراه با فتيله آتشزا حركت كرد و با فاطمه(س) در مقابل درِ خانه روبهرو شد. فاطمه(س) گفت: اى فرزند خطاب، مىبينم درصدد سوزاندن خانه من هستى؟! عمر گفت: بله، اين كار كمك به امرى است كه پدرت براى آن مبعوث شده است.
بلاذرى در عملكرد عمر بن خطاب، نه فقط تهديد گفتارى، بلكه آمدن همراه با فتيله آتش به در خانه حضرت را تصديق مىكند!
3. محمد بن جرير طبرى (م310ه- .ق)، در تاريخ خود، رويداد هتك حرمت خانه وحى را چنين بيان مىكند:
أتى عُمَرُ بنُ الْخَطّابِ مَنْزِلَ عَلى وَ فيهِ طَلْحَةٌ وَ الزُّبَيرُ وَ رِجالٌ مِنَ الْمُهاجِرِينَ، فَقالَ: وَاللهِ لأحْرِقَنَّ عَلَيكُمْ أَوْ لَتَخْرُجَنَّ إلى الْبَيعَةِ، فَخَرَج عَلَيهِ الزُّبيرُ مُصْلِتاً بِالسَّيفِ فَعَثَرَ فَسَقَطَ السَّيفُ مِنْ يدِهِ، فَوَثَبُوا عَلَيهِ فَأَخَذُوهُ. 2