120عمر بن خطاب به خانه على(ع) آمد، در حالى كه طلحه و زبير و گروهى از مهاجران در آنجا گرد آمده بودند. وى رو به آنان كرد و گفت: به خدا سوگند! خانه را به آتش مىكشم مگر اينكه براى بيعت بيرون بياييد!
زبير از خانه بيرون آمد، در حالى كه شمشير كشيده بود. ناگهان پاى او لغزيد، شمشير از دستش افتاد و ديگران بر او هجوم آوردند و او را گرفتند.
از گفتار طبرى، اطلاعات بيشترى به دست مىآيد. در گفتار وى، نه فقط تهديد به سوزاندن خانه، بلكه درگيرى در خانه فاطمه(س) ميان قشون عمر و زبير نيز تصريح شده است.
4. شهابالدين احمد معروف به ابنعبد ربه اندلسى، نويسنده كتاب العقد الفريد (م463ه .ق)، حقيقت امر را كمى روشنتر از ابن شيبه، بلاذرى و طبرى نقل مىكند. وى مىنويسد:
الذين تخلفوا عن بيعة أبي بكر علي و العباس و الزبير و سعد بن عُبادة. فأما علي و العباس و الزبير، فقعدوا في بيت فاطمة حتى بَعَثَ إلَيْهِمْ أبوبكر عمرَ ابن الخطاب ليُخْرِجَهُمْ مِنْ بِيْتِ فاطمة، و قال لَهُ: إِنْ أَبَوْا فَقاتِلْهُمْ.
فأقبل بقَبس من نار على أن يُضرم عليهم الدار، فلقيته فاطمةُ،
فقالت: يا بن الخطاب، أجئت لتُحرق دارنا؟
قال: نعم، أو تدخلوا فيمادخلت فيه الأمة. 1
از جمله كسانى كه با ابوبكر بيعت نكردند، على(ع)، عباس، زبير و سعد بن عباده بودند. على(ع) و عباس و زبير در خانه فاطمه(س) تحصن كرده بودند! ابوبكر عمر بن خطاب را فرستاد تا آنان را از خانه فاطمه(س) خارج كند و به عمر دستور داد اگر خوددارى كردند، با آنان نبرد كن !
عمربن خطاب با مقدارى آتش به سوى خانه فاطمه(س) رهسپار شد تا خانه را بسوزاند، ناگاه با فاطمه(س) روبهرو شد.
دختر پيامبر گفت: اى فرزند خطاب! آمدهاى خانه ما را بسوزانى؟