352. به دنبال ايجاد وحدت در جامعه، عنصر «مقاومت» در دل مردم به وجود مىآيد. اگر جامعه تهديدشونده بتواند به دستاوردهاى خود ادامه دهد و زمان را بخرد، برنده است و مىتواند خودش را تكثير كند. در واقع زمان در رابطه بين مقاومت و تهديد، عامل كاستن شدت تهديد و افزايش قوت مقاومت است. پيروزى مقاومت در يك نقطه، سبب مىشود كه توانمندى عامل تهديدكننده در ساير نقاطى كه عمل تهديد را بر ديگر افراد اعمال كرده است، كاهش يابد.
3. قدرت و توان مردمى كه به خاطر تهديد، تسليم شدهاند، با ديدن نشانههاى پيروز جريان «مقاومت» بالا مىرود. به عبارت ديگر «ايستادگى، ايستادگى مىآفريند». 1 افزون بر اين عامل، «شرايط» به نفع جريان مقاومت برخواهد گشت و به اين نحو، جريان «مقاومت» مىتواند به جريان «سلطه» غلبه كند.
بنابراين اگر كشورهاى مسلماننشين، بخواهند بر مبناى دشمن مشترك به اتحاد يا ائتلاف برسند، بايد چنين تهديد يا احساس تهديدى نسبت به جريان بروز تمدنى و غير اسلامى داشته باشند؛ اما متأسفانه واقعيت اين است كه در دنياى اسلام، بيشتر نگرانىهاى امنيتى كشورهاى مسلمان، از ناحيه ديگر كشورهاى مسلماننشين است. 2
به اين ترتيب نظريه دشمن مشترك، توجيهگر نبود وحدت در جهان اسلام نيز هست و اين مسئله، چنانكه بر لزوم توجه بيشتر به برائت از مشركان در وحدتبخشى تأكيد دارد، غناى نظام سياسى حج را نشان مىدهد.
در تبيين بهتر اين بعد از مراسم حج، توجه به اين نكته مفيد است كه چنانكه دشمن واقعى، چنين كاركردهايى را در انسجامبخشى، هويتبخشى و مقاومتبخشى دارد،