36وجود دشمن فرضى و انتزاعى - كه وجود خارجى ندارد، ولى واقعيت مفهومى و معنايى دارد - نيز چنين كاركردى دارد. 1
د) امنيتبخشى در عرصه بينالملل
از ديد نظريات اثباتگرا، امنيت امرى مادى و ملموس است و در بعد نظامى نمود پيدا مىكند و دولت نيز مرجع امنيت و تأمينكننده آن است. 2 اما پس از جنگ سرد، نظريات پسااثباتگرا شكل گرفت. از ديد آنها، امنيت مفهومى چندوجهى است و در تمامى سطح فرد، جامعه و دولت مطرح مىشود و مراجع متعددى دارد. 3 بر اين اساس امنيت عينى و ذهنى، داراى ابعاد مختلف اقتصادى، سياسى، اجتماعى و فرهنگى است و بازيگران مؤثر در مسائل امنيتى بينالمللى، تنها دولتها نيستند. 4
وجه مشترك همه نظريههاى پسااثباتگرا اين است كه آنها برخوردارى از امنيت را پديدهاى اجتماعى مىپندارند. 5يكى از مهمترين شاخصهايى كه در اين دوران و با لحاظ رويكردهاى فرهنگى، به مطالعات امنيتى وارد شد، بحث «هويت» و رابطه آن با مسائل امنيتى بود. 6