34
ج) مقاومتبخشى (تقويت روحيه مقاومت)
يكى از آثار و كاركردهاى دشمن انگاشتن چيزى، تهديد دانستن اوست؛ يعنى لازمه دشمن دانستن، اين است كه او را تهديدى 1 عليه خود بدانيم. تهديدكننده سعى مىكند از طريق ناامنسازى ذهنى و به خطر انداختن منافع ملموس طرف مقابل، به هدفش برسد.
افزون بر اين، تهديد، ابعاد روانى اجتماعى نيز دارد و به عنوان يك عمل اجتماعى، مانند خزنده در دل جامعه حركت مىكند و چون فضا را مناسب مىبيند، سر بر مىآورد و رقيبش را مرعوب مىكند. از آنجا كه تهديد با توجه به زمينه محيط اجتماعى، كارآمدى تأثير و تأثرى خودش را نشان مىدهد، در مقابل كنش و رفتار تهديد، يك واكنش اجتماعى نيز پديد مىآيد كه با توجه به شرايط و زمينههاى اجتماعى، گاهى موافق با خواست تهديدكننده است و زمانى هم مخالف خواست تهديدكننده.
در سوى ديگر تهديد، واكنش تهديدشونده به تهديد وجود دارد كه ممكن است درونى باشد و آشكار نشود و ممكن است به «مقاومت» و تسليمنشدن در مقابل خواست تهديدكننده ختم شود. 2 به عبارت ديگر فعل تهديد از آنجا كه منبعث از يك «غير» است، سبب مىشود كه سه اتفاق در افراد تهديدشونده به وجود آيد: 3
1. در مقابل «غير»، يك «خود» واحد به وجود آيد. تعريف هويت جمعى و ايجاد وحدت، اولين دستاورد مثبت تهديد است.