33اسلامى، به اسرائيل با ديدى امنيتى مىنگرند، ولى برخى چنين نظرى ندارند؛ چون مبانى نظرى و هويت اسلامى آنها بر محور مقاومت و مبارزه نيست.
امنيتى شدن، نوعى سامانه نظم درجه دوم را پديد مىآورد كه بر پايه كاركردهاى كنشگران حوزه امنيتى است. در واقع كنشگران، مسائل امنيتى را به وجود مىآورند و امنيتى شدن نتايج سياسى دارد. 1
بر اين اساس مىتوان گفت برائت از مشركان، جهان اسلام را كه مجموعهاى با سابقه تاريخى، فرهنگى و جغرافيايى و هويتى مشترك است، به يك مجموعه امنيتى تبديل مىكند تا با تلقى دشمن مشترك از كفر و كافران، نيروها و امكانات خود را براى مقابله با دشمن و حفظ وجود و كيانش به كار گيرد.
سازهانگاران، منشأ امنيت و ناامنى را در شيوه تفكر بازيگران، نسبت به فرصتها و تهديدها جستوجو مىكنند و معتقدند، هر اندازه ادراك و نحوه نگرش بازيگران نسبت به پديدهها متناقضتر و نامتجانستر باشد، به همان اندازه، درجه بىاعتمادى ميان آنان افزايش مىيابد. اگر بتوان ميان كنشگران ساختارى، دانش و بينش مشترك ايجاد كرد، مىتوان آنها را به سوى جامعه امنيتى صلحآميزى هدايت كرد. 2
حج با تمركز بر مناسك دينى، سعى مىكند اصول دينى يكسان و يكپارچه را در ذهن مسلمانان تقويت كند و بر اساس روحيه ايمانى، در ضمن مراسم برائت از مشركان، كفر و كافران را دشمن مشترك همه مسلمانان معرفى نمايد. از اين طريق با يكسانسازى هويتها، تلقى آنها را از تهديدها، به يك دشمن معطوف مىكند تا موضعگيرى آنها در اين خصوص، يكدستتر و هماهنگتر شود.