174مىشود و كاركرد آن علاوه بر بيرون راندن رقيبان، اثرگذارى بر مخاطبان جهانى و القاى آرا و نظرات خاص است.
به گفته ادوارد سعيد:
ما در عصر اطلاعات زندگى مىكنيم و اين رسانههاى مدرناند كه اين اطلاعات را تفسير كرده و از صافى اراده سياسى خود مىگذرانند. از اين رو كسانى كه كنترل رسانهها را در دست دارند، قادر به كنترل ما نيز مىشوند؛ چرا كه آنها كنترلكننده اطلاعاتاند و كسانى كه اطلاعات را كنترل مىكنند، كنترلكننده دانشاند و دانش، قدرت است. 1
از همين رو در چند دهه اخير، شاهد شكلگيرى «غولهاى بزرگ رسانهاى» در غرب، بهويژه در آمريكا هستيم؛ غولهايى كه مىكوشند با تكيه بر ابزارهاى ارتباطى، نبض اخبار، فرهنگ، سياست و اقتصاد جهانى را در دست گيرند. 2
در سال 1983، بن باگديكيان، كتابى با عنوان «انحصار رسانهاى» منتشر كرد. 3 او در اين كتاب به خوانندگانش هشدار مىداد كه با چنگ انداختن گروهى كمشمار از مؤسسات اقتصادى بر بخش رسانهاى، اطلاعرسانى در آمريكا از اصول كثرتگرايى - كه ادعاى پيروى از آنان را دارد - فاصله مىگيرد.
شيلر كه از سردمداران مكتب اقتصاد سياسى رسانههاست، با طرح «امپرياليسم و سلطه فرهنگى- اطلاعاتى»، نقش شركتهاى فرامليتى و رسانههاى بينالمللى را در تحكيم سلطه آمريكا، اشاعه اقتصاد بازار و استعمار جهان سوم تشريح مىكند. 4