155نمىدانست، آنان را شايسته تسلط بر حرمين نمىشمرد، چنانكه در نامهاى به بايزيد عثمانى نوشت:
حكام مصر را علىالحقيقه استحقاق آن نيست كه محل مباهات توانند بود و نيز ايشان را سلطانالحرمين هم نوشتن مناسب و شايسته نمىدانيم؛ چه حرم مكه و حرم مدينه، اكملها و مِن التَحياتِ اجملُهاست داشتن، چگونه ايشان را سلطان اين دو حرم توان خواندن بل به مجاورى و خادمى اين دو حرم موصوف داشتن كمال مباهات و اعظم سعادت ايشان تواند بود. 1
تيمور پس از فتح دمشق، رسولانى به دربار مصر فرستاد و خواستار بندگى ملك ناصر شد. ملك ناصر اظهار انقياد و اطاعت كرد و سكه و خطبه را در تمام قلمروى خود به نام تيمور كرد و قرار شد باج و خراج سالانه به خزانه تيمور ارسال كند. تيمور نيز براى وى تاج و خلعت و كمربند مرصع فرستاد و او را از جانب خود، مأمور خدمت حرمين شريفين كرد. 2 بدينترتيب، تيمور توانست اعتبار دولت مماليك را تا حد يك حكومت منطقهاى تابع تنزل دهد و خود را به عنوان تنها پشتيبان و حافظ نظامى اسلام و مسلمانان معرفى كند. قابل يادآورى است كه جانشينان تيمور به دليل درگيرى بر سر جانشينى نتوانستند از موقعيت به دست آمده استفاده كنند و جايگاه خود را در جهان اسلام همانند تيمور حفظ كنند. از ميان اينان تنها شاهرخ توانست با حجاز و حرمين مرتبط باشد.
از مناسبات تيموريان با حجاز اطلاعات اندكى در دست است. در اين ميان، از دلايل كاهش ارتباط آنان با حرمين مىتوان به اين موارد اشاره كرد:
يك - نخستين و قدرتمندترين امير تيمورى، همان مؤسس اين سلسله، تيمور بود كه بيشتر عمر خود را صرف توسعهطلبى ارضى و كشورگشايى كرد و حتى