139روزگار و معارف دليران روزگارست و به كرات به سفر مبارك حرمين شريفين زيدا شرفا و جلالا مشرف و مكرم شده و بدان سعادت استسعاد يافته و به احوال مراحل و منازل و اعراب عشاير و قبايل كه در آن راه ساكنند، عارف و خبير گشته و مكامن دزدان و حراميان و مهارب قطاع و سراق معلوم كرده، راه امارت قوافل حجاج و نيابت محمل شريف بدو تفويض رفت و پانصد مرد لشكرى تمام سلاح به او سپرده شد تا بر وجهى كه از شمول شجاعت و جلادت و كمال مردانگى و وفور فرزانگى او معهود است، محمل و قوافل را از بغداد به حرمين شريفين رساند و به سلامت باز آرد و دفع حراميان واجب داند. بدان سبب اين حكم نفاذ يافت تا از اين تاريخ باز امرا و حكام و متصرفان بغداد و حله و كوفه و اعمال فراتى و ساير بلاد عراق عرب، پهلوان سراجالدين را امير قافله حجاز دانسته، جانب او را موقر و مكرم و مرحب و معظم دارند و ديگرى را با او مجال مشاركت تصور نكنند و وجهى كه به موجب حكم يرليغ بالتون تمغا جهت مواجب او و لشكريان حوالت رفته و وجوهى نيز كه جهت ترتيب محمل شريف در موامره ثبت افتاده و علىحده حكم در آن باب نفاذ يافته و نسخه دفتر از ديوان بدو دادهاند، در روز بر مواضع مرجوالحصول تخصيص كرده، نوعى سازند كه در مدت پانزده روز بدو واصل گردد تا در وجه ترتيب محمل شريف و مصالح خود و لشكريان صرف نمود، على خيرة الله تعالى در صحبت محمل و قافله توجه نمايد. امراى بوادى عرب و اعراب طريق و رؤسا و وجوه قبايل بطنين و آل اجود و بنىلام و بنىخالد و غيرهم در هر موضع كه پهلوان سراجالدين را جهت دفع حراميان و مفسدان به مدد و لشكر احتياج افتد و ايشان را اعلام كند، شب و روز ناگفته برنشينند و به مدد و مساعدت مشغول گردند. پهلوان سراج الدين نيز چنان سازد كه وجوهى كه جهت امراى حرمين شريفين و مجاوران آنجا و اعراب طريق در نسخه مهمات