245نمىدانم چه كسى به او گفته است كه امام صادق(ع) روى قبر مبارك امام على(ع) خاك ريخته است تا شبيه به يك تپه كوچك شود؛ درحالىكه در آن زمان، به شخصى نياز بود تا شنها را از روى قبر بزدايد. كسى هم كه روى قبر آن حضرت(ع) خاك بريزد، وجود نداشته است؛ زيرا در اين بيابان، وجود هرگونه مانعى مقابل شنها، كافى بوده است تا به يك تپه شنى تبديل گردد. درباره ريختن شن روى قبر مبارك امام على(ع)، نيازى به بررسى نمىبينم؛ چراكه ما به تفصيل جزئيات مربوط به بازسازيى امام صادق(ع) روى قبر امام على(ع) را بررسى نمودهايم.
عجيب است كه دكتر حسن، روى پرسوجو كردن هارون الرشيد درباره قبر مطهر امام على(ع) انگشت بگذارد. حتى اگر عموى سفاح، داوود بن على، اين صندوق را روى قبر مطهر ايشان(ع) گذاشته باشد، باز هم نمىتوانست به علت رو باز بودن، به مدت نزديك نيم قرن يا بيشتر در مقابل آب و هواى نجف كه دكتر اهل آنجا مىباشد، مقاومت نمايد.
مشخص است پس از آنكه سفاح، داوود بن على را والى كوفه كرد، خيلى در آنجا ماندگار نشد؛ زيرا به سرعت والى مدينه و مكه شد و از آنجا رفت؛ همانگونه كه زندگى او در دوران خلافت عباسيان، خيلى به طول نينجاميد؛ زيرا پس از هشت ماه از اقدامش، از دنيا رفت. به گفته ابن قتيبه و سيد جعفر بحرالعلوم، داوود بن على، از نخستين واليان بنى عباس در مدينه بوده است. 1 همچنين وى نخستين كسى بود كه در زمان حكومت عباسيان، حج را براى مردم به راه انداخت. همچنين ابن قتيبه، مىگويد: «سفاح مدت زمان زيادى در كوفه نماند. او ابتدا به حيره و سپس در سال 234 هجرى، از آنجا به انبار منتقل شد و در ماه ذىالحجه سال 236 هجرى، ديده از جهان فرو بست. 2