295شرط وقف اين است كه هر تغييرى كه بخواهد در اختيار او باشد، از آوردن كسى، يا بيرون كردن كس ديگرى، كم و زياد نمودن حقوق و بخشيدن و ديگرى را محروم كردن، در هر تصميمگيرى، آزاد و اختياردار باشد. خود او و پس از خود، فرزندان و نسل بعد از نسل، به قرارى كه خواهد آمد.
واقف، توليت و نظارت را در طول زندگىاش براى خود نگه دارد و پس از درگذشت، براى فرزندش سليل السّادة الاشراف سيد على بن سيدنا الواقف و بعد از او، براى فرزندان وى و فرزندان فرزندانش و اعقاب و انسابش تا هستند، ارشد آنان، سمت واقف را داشته باشند؛ تا هنگامى كه خداوند وارث زمين و آنچه در آن هست، مىباشد.
اگر در موارد معيّن شده و محل مصرف، امكانپذير نشد، براى فقرا و مسكينان و سادات شريف حسينى صرف گردد، و اگر بعد امكانپذير شد، باز به همان محلهاى معيّن شده برسد و چيزى بر آن وظايف گفتهشده، اضافه نشود و مورد جديدى پيدا نكند. آن وظايف عبارت است از: امام، مؤذن، سرپرست، نگهبان، حسابدار، متولّى و ناظر. براى هريك از مناصب، فردى را برمىگزيند و به صلاحديد خود وقف را صرف مىكند و به اين موارد اضافه نكند و اگر مقدارى از موارد مصرف زيادى مانده باشد، به متولى و ناظر از تبار واقف مشاراليه داده شود.
و اگر سالى از سالها، وقف، كمبود و كسرى داشته باشد، بايد متولى مزبور، قرض كند و به حساب سال آينده، در موارد مشخص شده، هزينه كند. در اين وقف نبايد كسى دخالت كند، حاكم باشد يا حسابرسى كند و همه كارها بايد در دست ناظر و متولى باشد.
واقف هم وقف را به فرزند خويش على تسليم كند. پس از آنكه او را در امر توليت، شريك خود قرار داده است؛ چنانكه در نظارت هم او را شركت دهد تا كار ثبت و تسجيل وقف درست باشد. او هم از پدرش، بهطور شرعى تحويل گيرد.
پس از آنكه، اين وقف با تمام شرايط، نزد قاضى القضات مصطفى افندى، فرزند مرحوم مصطفى افندى، با گواهى گواهان و صريح اقرار واقف، از نظر شرعى ثابت شد، واقف