296مشاراليه خواست كه از وقف خود برگردد و آن را به ملكيت خود برگرداند؛ زيرا امام ابوحنيفه نعمان بن ثابت كوفى وقف را صيغه لازم نمىداند، ولى متولى مشاراليه به نظر ابويوسف و محمد متمسك شد. مرافعه را پيش قاضىالقضات مشاراليه بردند، او بررسى كرد و ديدگاه متولى را ترجيح داد و از خدا طلب خير كرد و از او راهنمايى و كمك خواست و به صحيح و لازم بودن وقف، حكم كرد و عمل به شرايط و نافذ بودن آن را به حسب فتواى دو امام (ابويوسف و محمد) لازم دانست. با توجه به خلاف و اختلاف ميان گذشتگان امت، حكم شرعى را صادر كرد. اين در آخر ربيعالاول سال 788 ه .ق واقع شد و بالاى وقفنامه ياد شده، گواهى قضات و دانشمندان نوشته شده است و اين است نام آنان:
يك- گواهى فقير نيازمند به خدا، مصطفى القاضى بدمشق.
دو- گواهى فقير نيازمند به خدا، ابراهيم القاضى.
سه- گواهى نيازمند به خدا، محمد عجلال الحسينى المولى در دمشق شام.
چهار- گواهى نيازمند به خدا، على بن ناجى المولى با بررسى در اين رويداد در پادگان منصوره از طرف من له الامر، و اين ابيات را سروده است:
نوشته است وقف صحيح جارى و ثبت شده
با احكام حكمهاى بزرگان كامل شده
من هم با آن حكم كردم، حكمى كه پايه استوارى دارد
و دانش من به اين نوشته تفصيلاً احاطه دارد
و اين وقفى است كه شكستن آن امكان ندارد
تا روزگار هست، تغييرپذير نيست
پنج- گواهى نيازمند به خدا، خليل بن ابراهيم قاضى در بعلبك.
گواهى مىنمايد سيد يونس بن نورالدين حسينى و شيخ محمد بن شيخالاسلام عزالدين حنبلى كه ثابت شده است نزد ما آنچه نزد قاضىالقضات دمشق مصطفى افندى ابن مرحوم مصطفى افندى بهطور مشروح و مشروع، ثابت است.