96
23. غارت حجاج ايرانى
[سند اول]
صورت جوابنامه به نامه سردار ايروان: با فرمان همايون دولت عليّه ابدالقرار، حجاج و تجار ايران از دارالخلافه اسلامى استانبول [در] شام خارج و به قارص وارد شدند. همه آنها سواره از منازل بدون غائله و تشويش عبور و مرور كردند. افراد شريفآقا اين افراد را از رود طغيان كرده عبور داده، صحيح و سالم از آب نخجوان گذراندند. حجاج و تجار مذكور مقدارى از اموال و وسايلشان تلف شده بود. وقتى به حدود ايروان نزديك شدند، سوارانى به آنان حمله بردند و آنان را مضروب كرده و حجاج و تجار مذكور را غصب و فرار كردند. اما فراريان وقتى به تعدادى سوار برخورد كردند، دستگير شدند. جناب سردارى تعجب كرد [كه] آنان از شام تا اينجا به سلامت آمدند و در اين جا مورد تهاجم قرار گرفتند. بنابراين دزدان را دستگير كرده و آنان را كتك زدند.
حجاج مرقوم با همراهى محافظ از طرف ما، به سرحد وان 1 رسيدند. اين امر را شريفآقا با خوشى بيان كرد و صحت كيفيت و صراحت را با نشان مخصوص تحرير كرده و توسط فردى از افراد ما به نام كريمبيگ، نامه اصيل و مرغوبى فرستاده است و از وظايف موعود تجاوز نكرده است. داور اعظم و اكرم دولت عليّه ابدالاسترداد و سلطنت سنيّه دائمالقرار در بلاد و امصار موجود، علايق حجاج، تجار و ساير كافه ايرانى قطع نشود و اخذ و اعطاى هر چيز در آن حدود، با معرفت حاكم و ضابطان محال باشد.
جهت همراهى حجاج، افرادى در معيتشان فرستاده شد تا به حدود ايران رسيدند. بالاخص يك قطعه گزارش به اراده شاهانه تعلق گرفته است. اين مقوله در كشور