93مصر، موصل، حلب و شام فرمان عالىشأن شريف صادر شود. حجاج و زوار مرقوم كه از اين طرف وارد شدند، به بستن راه عزيمت آنها مبادرت شود. يك قطعه فرمان عالىشأن در سايه مهابت، حاوى همه اين مفهوم عنايت موسوم، جهت بنده شاكرالاحسان رسيده است. امر و فرمان مَن له الامر است. در هر حال انفاذ امر ظلالله لازمه ذمت عبوديت و مسئوليت بنده است.
واما تا اين لحظه از خان مرقوم در اين اطراف، هيچ خبرى كسب نشده است. لكن فرمان عالىشأنى كه در حق ايرانيان صادر، در شام، حلب و ساير ممالك خاقانيه شايع شده است، با اين مضمون كه هر كس در هر مقامى كه قرار دارد، ضرورت دارد موافق آثار مصلحت در همه حال با حالات تملك و مدارا با آنها برخورد شود. ولى چون با بغداد هممرز هستند، علاوه بر اين، مراقد ائمه هدى قبلهگاه آنهاست. بر اين مبنا، آنها از ابتدا تا امروز با اهالى بغداد الفت و اختلاط دارند؛ به طورى كه معيت آنها با ساير ممالك، قابل قياس نمىباشد. تا اين درجه با يكديگر، هممذهب و همخانه هستند كه فرق و تميز اغلب آنها قابل تشخيص نيست. علاوه بر اين، حجاج و زوار نيز مانند كوچ روان چند روز ديگر به ممالك خود بازمىگردند و نهايتا 5 يا 15 نفر تاجر در اين طرف باقى مىمانند. آنها نيز در ظاهر در اين مجاورت، ضمن شغل تجارت با هويت مجهول در درون بغداد، قصبه كاظمين، گاهى در كربلا و نجف اشرف، گشت و گذار مىكنند. اشخاصى كه اين طرف ساكنند، اموال تجارتى خود را تا جايى كه امكان دارد، گاهى به طرف ايران مىفرستند و خود سبكبار، حاضر و مهيا، توتون حمل مىكنند. اكثر شركاى آنها نيز كه از اهالى بغداد هستند، با مالالتجاره در ايران، با خوف و حيرت ساكنند. فرمان عالىشأن شريف، صادر شد. ليكن با حبس و زجر ايرانيان ساكن در اينجا هيچ نتيجهاى حاصل نمىشود. علاوه بر اين، توجه به موضوع ذلت، خسارت، اذيت و حقارت تجار بغداد كه در ايران رخ مىدهد، شايد فتنه نيمخفتهاى را كه به پايان رسيده