92تشخيص و تعيين شده است. ولى مرقومان 288 حيوان در اختيار دارند. جهت فروختن آنها تكليف شده است، ولى آنها رضايت ندادند. حال اينكه براى نگهدارى آنها، بيش از 30 فرد تعيين شده است. اين در حالى است كه بين حيوانات مذكور حيوان خوب و مورد استفادهاى وجود ندارد [و] همه آنها لاغر، زبون و از طرف ديگر در حال مرگ هستند. لذا اين مصارف بيهوده است. و اين موضوع مشخص است كه بايد حيوانات مذكور با همه وسايل مربوط به آنها فروخته شوند. هزينه علوفه و نگهدارى آنها ديگر ممكن نيست. هر چه اراده عليّه جناب پادشاه فرمايش كنند. در اين باب يك قطعه ديگر امر عالى ارسال نمايند كه بدان وسيله، بنده داعى از بيان عرض به عالى آصفانه نجات يابد. انشاءالله تعالى لدىشرفالوصول در اين باب و در هر حال امر و فرمان متعلق به سرورم حضرت صاحبدولت، عنايت، ابهت، معرفت، ولىالنعم و كثيراللطف و الهمم مىباشد. الحاج محمد درويش والى شام. [مهر]: عبده محمد درويش. فى صفر 1237
BOA. Hatt Humayun 817/37303/b
[سند پنجم]
سرورم، حضرت صاحبدولت، عنايت، مروت، مرحمت، عطوفت و ولىالنعمت من كثير الجود و الكرم.
وجود ذىجود، مرحمتآلود، صاحبخديوانه و ذات مروتصفت، ولىالنعم اكداد روزگار، مصون از كجرفتارى، سايه عنايت وايه عليّه، فوق چاكرانه من ابد مقرون شود و بدخواهان دولت، ممهور و مقهور و سرنگون شوند، آمين.
گنجايش و حوصله هضم و تحمل حركات قدرآميز [و] خلاف عهود و ظاهرى ايرانيان وجود ندارد. لذا حجاجى كه از سمت ارزروم عازم مىشدند، در محلى كه هماكنون رسيدند، توقيف شوند. مخصوصاً شوهرخواهر زن قائممقام ايران به نام محمدطاهرخان، در هر محلى كه ساكن شدهاند، دستگير و حبس شوند. در اين باب به