213حجاج ايرانى هر مقدار بتوانند جمع مىكنند و در بازگشت با خود مىبرند و آن مقدارى كه در دست اهالى باقى مىماند، به صرافها مىفروشند و انگشتر و النگو و ساير زيورآلات مىخرند. به عرض سامى اطلاع داده شد، تا نحوه برخورد با آنان دستور داده شود. در اين باب.
DH. MKT 1534/81
تاريخ: /14ذىالقعده1305/
[سند دوم]
مفاد جهت اطلاع و آگاهىهاى ثناورى است. پس بر مبناى ضرورت امر، با تلاش تحقيق شود تا تداول يا عدم تداول سكه مذكور در خطه حجازيه اعلام شود و جواب ارسال گردد. 18. ذىالقعده. 1305
DH. MKT. 1534/81
14. ذىالقعده. 1305
[سند سوم]
حضور عالىحضرت صدارتپناه
توسط 10 نفر حجاج ايرانى كه به سمت حجاز در حركت بودند، در حين عبور از دارالسعادت مقدار 7 الى 8 هزار قروش، سكه مرسوم ايران كه به قِران گفته مىشود، سكه وارد شهر شده است و مسكوكات اجنبى محسوب مىشوند و ورود آنها ممنوع مىباشد. لذا توقيف آنها لازم است تا به يك تاجر ايرانى اعاده شده تا بعد از تبديل آنها به صاحبانشان بازگردانده شود. اما آنان در دارالسعادت چون كسى را نمىشناسند، تبديل اين پول براى آنها مشكل مىباشد و نيز به ادعاى آنها سكه مذكور در حجاز و بغداد نيز رايج است. به دليل حمل اين سكهها، آنها از ايفاى فريضه حج منع شدند. هنگام بازگشت اين اشخاص، در حضور شواهد، سكهها در واپور به آنان تسليم شد تا اين حادثه براى همه مثال شود. نحوه اين رفتار امنيه، در اين تذكره عرض و تقديم شده است.
بر مبناى اطلاعات عالى و فرمايش جناب صدارتپناهى، مسكوكات ايرانى كه از آن