189[، اما] آنها نيز مزيد علت شده باز ضرب و طرد كردهاند و حال آنكه ملت ايران هيچ وقت در ايثار و بذل جان و مال در راه دولت اسلام خوددارى ننموده، اغلب مجاهدين ايرانى هنوز به لباس عسكريه ملبّس و در محاربات صاحب رتبه و نشان شدهاند و ماها اينگونه جور و تعدى و فضاحت را بر خود هموار نمىكنيم و چنين مىدانيم كه كارگزاران دولت عليّه عثمانى نيز به اين شدت جور و تعدى را به ماها روا ندانند.
نتيجه و مآلِ عرضِ فدويان اينكه: اگر جناب جلالتمآب خداوندگارى، دام اقباله العالى، چنانكه شايد و بايد در أخذ ثار مقتولين و مجروحين و جنايت آنها را كيفر و تربيه متجاسرين را با يكنفر از مأمورين ايرانى و مأمورين بىغرض عثمانى رفته، به موقع اجرا گذارند كه مِنبعد را موجب عبرت سايرين باشد و در آتيه مايه امنيت گردد، فبها، والّا چنانچه به خواطرخواهى وعدههاى امروز و فرداى دربار دولت عليّه عثمانيه گذرانيدند، عرض و شكايت خود را به دربار معدلتمدار همايون اعلىحضرت شاهنشاهى، روحنا فداه، نوشته و عرضه داشت نموده و بعدها حال تظلم خود را در غزتهها 1 و روزنامهاى ملل سائره اعلان و افشا مىنمائيم كه دولت عليّه عثمانى كه سرآمد دول اسلام است و بايد جميع فرق مسلمين را يك نظر ديده باشند و در صورتى كه كافّه ايرانى، پيوسته از جان و مال دوست صميمى و قديمى است، اين نوع ظلم و تعدى را به آنها روا مىدارند و جايز مىدانند. زياده دعاگوى ازدياد عمر و دولت حضرت خداوندگارى است.
محل مهر عارضين:
حاجى ميرجعفر - حاجى محمدباقر - حاجى اسماعيل - حاجى محمدرضا - حاجى سيديوسف - حاجىعلى - سيدابوالقاسم - حاجى عبدالجبار - حاجى محمدكاظم - حاجى سيدشفيع - محمدقاسم - عبدالكريم - محمد - عبدالله - عليرضا - عبدالجبّار -