77
فصل چهارم: آگاهى از غيب
«غيب» در لغت به معناى چيز ناپيدا و نهانى است 1و در برابر «شهادت» به كار مىرود. ازاينرو كسانى را كه در جمعى حضور نداشته باشند، «غايب» مىگويند؛ چنانكه پيامبر(ص) در غديرخم فرمود: «
فَلْيُبَلِّغِ الشَّاهِدُ مِنْكُمُ الْغَائِبَ ... » 2؛ «آگاه باشيد پس برساند حاضر از شما به غايب از شما...».
همچنين اميرمؤمنان على(ع) در نكوهش برخى ياران سستعنصر خود فرمود:
مَا لِي أَرَاكُمْ أَشْبَاحاً بِلَا أَرْوَاحٍ وَ أَرْوَاحاً بِلَا أَشْبَاحٍ وَ نُسَّاكاً بِلَا صَلَاحٍ وَ تُجَّاراً بِلَا أَرْبَاحٍ وَ أَيْقَاظاً نُوَّماً وَ شُهُوداً غُيَّباً... . 3
مردم كوفه! چرا شما را پيكرهاى بىروح و روحهاى بدون جسد مىنگرم؟! چرا شما را عبادتكنندگانى بدون صلاحيت و بازرگانانى بدون سود و تجارت و بيدارانى خفته و حاضرانى غايب از صحنه مىبينم... .