65 پيوند مىدهد و اصل در عنوان، «استغراقى بودن» است؛ زيرا عام مجموعى، مجاز است و نياز به قرينه دارد و مقتضاى اصالةالحقيقة اين است كه عام بر معناى حقيقى كه استغراقى بودن است، حمل شود.
ز) عصمت عنوانى است واقعى كه موضوع واقعى را مىطلبد. اما عام مجموعى، موضوعى است اعتبارى و محال است موجود واقعى به موضوع اعتبارى نظام يابد.
ح) سخن فخررازى برخلاف قرينه مقابله ميان ( اَلصّٰادِقِينَ ) با ( يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ) است؛ زيرا مقابله بين اين دو عنوان، ايجاب مىكند كه مؤمنان به غير از صادقان باشند.
ط) عام مجموعى دانستن صادقين، برخلاف سخن فخررازى است؛ زيرا وى براى اينكه صادقين را منحصر در پيامبر(ص) نداند، معتقد است: در هر زمان مؤمنان جايزالخطا و صادقان معصوم يافت مىشوند. بنابراين فخررازى با اين وصف، مؤمنان مخاطب آيه را جايزالخطا و صادقان را معصوم از خطا فرض كرده است. 1
3. (ثُمَّ اهْتَدى)
خداوند در قرآن مىفرمايد: ( وَ إِنِّي لَغَفّٰارٌ لِمَنْ تٰابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صٰالِحاً ثُمَّ اهْتَدىٰ )؛ «و من هركه را توبه كند و ايمان آورد و عمل صالح انجام دهد، سپس هدايت شود، مىآمرزم». (طه: 82)
امام باقر(ع) ذيل اين آيه فرمود: «منظور از ( ثُمَّ اهْتَدىٰ هدايت به ولايت ما اهلبيت است». سپس حضرت فرمود: