32 گفته است:
«...والثاني... العلم المؤدي الى الاجتهاد في النوازل و الاحكام» 1؛ «... شرط دوم از شروط امام، اجتهاد در مسائل مستحدثه و احكام است».
نقد و بررسى
اين ديدگاه داراى اشكالاتى است كه در اينجا به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
1. هدف از رياست امام تنها مسائل دنيوى و قضاوت و برقرارى امنيت نيست. بلكه امام هدفى بالاتر از آن دارد كه تأمين سعادت دنيوى و اخروى انسان است؛ همانطور كه هدف از فرستادن پيامبران چنين است. البته زمانى اين هدف پروردگار تأمين مىگردد كه امام همانند پيامبر، افضل و اعلم از ديگران باشد.
2. تقديم مفضول بر فاضل عقلاً قبيح است 2 و قرآن كريم به روشنى چنين منطقى را رد مىكند و مىفرمايد:
أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لاٰ يَهِدِّي إِلاّٰ أَنْ يُهْدىٰ فَمٰا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ (يونس : 35)
آيا كسى كه هدايت بهسوى حق مىكند براى پيروى شايستهتر است يا آن كسى كه هدايت نمىشود مگر هدايتش كنند؟! شما را چه مىشود؟! چگونه داورى مىكنيد؟!
(قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لاٰ يَعْلَمُونَ إِنَّمٰا يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبٰابِ ) (زمر: 9)
بگو: «آيا آنان كه مىدانند با كسانى كه نمىدانند، يكساناند؟! تنها خردمندان متذكر مىشوند».