184سنت است و معلوم نيست اشكالكننده براساس كدام ملاك گفته است كه سخن امامان شيعه، تشريعى نو است و مستند به قرآن و سنت نيست. ايشان اگر مدعى است كه منكر فضايل اهلبيت(عليهم السلام) نمىباشد و آنان را در آنچه مىگويند، صادق مىداند، بايد قبول كند كه احكام بيان شده از معصومان(عليهم السلام) تنها در چهارچوب قرآن و معارف نبوى(ص) است. 1
علم ائمه(عليهم السلام) و پاسخهاى متفاوت آنها
برخى اشكال مىكنند كه اگر ائمه اطهار(عليهم السلام) از منابع ويژهاى برخوردار بودهاند و
بماكان ومايكون و ما هوكائن آگاهاند، چرا جواب آنها به شيعيان مخلص خود متفاوت بوده است؟!
نقد و بررسى
بىشك يكى از علل تفاوت جوابهاى امامان(عليهم السلام)، تفاوت فهم و عقل سؤالكنندگان بوده است؛ همانگونه كه سيره پيامبر اسلام(ص) نيز چنين بوده است. ازاينرو ايشان فرمود: «
إِنَّا مَعَاشِرَ الْأَنْبِيَاءِ أُمِرْنَا أَنْ نُكَلِّمَ النَّاسَ عَلَى قَدْرِ عُقُولِهِم» 2؛ «ما جماعت انبيا وظيفه داريم كه به مقدار عقل و فهم مردم با آنها صحبت نماييم».
البته با توجه به زندگى امامان(عليهم السلام) در دوران حاكمان ستمگر و عادى نبودن اوضاع، احتمال دارد اينگونه سخنان در حالت تقيه يا توريه بيان شده باشد تا وسيلهاى براى حفظ جان پيروان خود باشد؛ چنانكه در روايتى چنين مىخوانيم:
عَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْيَنَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(ع) قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ مَسْأَلَةٍ فَأَجَابَنِي ثُمَّ جَاءَهُ