185
رَجُلٌ فَسَأَلَهُ عَنْهَا فَأَجَابَهُ بِخِلَافِ مَا أَجَابَنِي ثُمَّ جَاءَ رَجُلٌ آخَرُ فَأَجَابَهُ بِخِلَافِ مَا أَجَابَنِي وَ أَجَابَ صَاحِبِي فَلَمَّا خَرَجَ الرَّجُلَانِ قُلْتُ يَا ابْنَ رَسُولِ الله رَجُلَانِ مِنْ أَهْلِ الْعِرَاقِ مِنْ شِيعَتِكُمْ قَدِمَا يَسْأَلَانِ فَأَجَبْتَ كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا بِغَيْرِ مَا أَجَبْتَ بِهِ صَاحِبَهُ فَقَالَ يَا زُرَارَةُ إِنَّ هَذَا خَيْرٌ لَنَا وَ أَبْقَى لَنَا وَ لَكُمْ وَ لَوِ اجْتَمَعْتُمْ عَلَى أَمْرٍ وَاحِدٍ لَصَدَّقَكُمُ النَّاسُ عَلَيْنَا وَ لَكَانَ أَقَلَّ لِبَقَائِنَا وَ بَقَائِكُمْ.... 1
زراره مىگويد: يك مسئله از امام باقر(ع) پرسيدم و به من جوابى داد. سپس مردى ديگر آمد و همان مسئله را پرسيد. امام(ع) خلاف جوابى كه به من داده بود، به او پاسخ داد. پس از آن، مرد ديگرى آمد و به او جواب سومى داد مخالف آن دو. وقتى آن دو مرد بيرون رفتند، گفتم: يابن رسول الله(ص) دو تن عراقى از شيعيان شما آمدند و يك مسئله پرسيدند و به هركدام جواب ديگرى دادى! فرمود: اى زراره! به تحقيق اين براى ما بهتر است و شما و ما را پايدارتر مىكند و اگر همه شما شيعيان يكرأى باشيد، مردم به وحدت اعتقاد شما به ما پىمىبرند و زندگى ما و شما ناپايدار مىشود...
البته دو احتمال ديگرى براى اين اختلاف در جوابها به نظر مىرسد: يكى آن است كه چنين تفاوتهايى بر اثر نبود درك صحيح و كامل راويان باشد؛ نه متفاوت بودن سخنان امامان(عليهم السلام) . احتمال ديگر آن است كه تفاوت به سبب وجود روايات مجعولى باشد كه بعضى از مخالفان در روايات وارد نمودهاند.
تشكيك بعضى از اصحاب درباره علم ائمه(عليهم السلام)
اگر اهلبيت(عليهم السلام) از آگاهى ويژهاى برخوردار بودهاند و علم آنان نيز از منابع گوناگونى بوده است، چرا بعضى از اصحاب، به علوم امامان خود ترديد كردهاند؛