176 ديگر. اينها و توابع و اجزايشان، همه طبيعىاند و رسميت دارند». اگر بنابه گفته ايشان اسلام شيعى، فهمى است از اسلام و طبيعى و رسمى است، چگونه ايشان اعتقاد شيعه به مرجعيت علمى امامان(عليهم السلام) را غيرطبيعى مىداند و به رسميت نمىشناسد؟! 1
ج) علماى (كارشناسان) دين، هم قائل به خاتميتاند و هم مرجعيت علمى امامان(عليهم السلام) را قبول دارند؛ با اين حال هيچگونه تعارضى مشاهده نمىكنند. بنابراين علت در تعارض دانستن مرجعيت علمى و دينى ائمه اطهار(عليهم السلام)، نشاندهنده توجه نداشتن به مصادر و منابع علم امامان(عليهم السلام) است كه در بخش قبل بهطور مفصل بررسى گرديد. 2
مسئله الهام به ائمه اطهار(عليهم السلام) و ختم نبوت
بعضىها به محدث بودن و الهام به ائمه اطهار(عليهم السلام) نقد و اشكال كردهاند كه به دو مورد اشاره مىكنيم:
اشكال اول
اشكال كننده مىنويسد:
امامان اهلبيت، به نظر شيعه، انبيا هستند و به آنها وحى مىشود و فرشتگان براى آنها وحى مىآورند و شيعيان درباره فاطمه و امامان از فرزندانش همان چيزى را كه درباره انبيا قائلاند، درباره آنان معتقدند! 3