136خداوند يا رسول خدا(ص) مىداد؛ بهطورىكه پيشنهاد او قبول مىشد؛ براى مثال «عبدالله بن عمر» مىگويد:
ما قال الناس في شىء و قال فيه عمر إلا جاء القرآن بنحو ما يقول عمر. 1
هيچ پيشآمدى رخ نمىداد كه مردم در آن نظرى داشته باشند و عمر نظرى مخالف داشته باشد؛ جز اينكه مطابق نظر او آيه نازل مىشد.
بعضى از علماى اهلسنت، مُوَافَقَات عُمَر را بالغ بر بيست مورد دانستهاند 2 كه در اينجا به چند مورد اشاره مىكنيم:
موافقت خدا با عمر بن خطاب
در كتابهاى اهلسنت نقل شده است كه خليفه دوم گفت:
در سه مورد خدا با من موافقت كرد:
1. گفتم اى رسول خدا! اى كاش مقام ابراهيم را براى خود، مصلى قرار مىداديم. فوراً اين آيه نازل شد: ( وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقٰامِ إِبْرٰاهِيمَ مُصَلًّى ).
2. گفتم اى رسول خدا! افراد خوب و بد بر زنان شما وارد مىشوند؛ چه خوب است كه به آنها دستور دهى كه خود را بپوشانند. پس از چندى، آيه حجاب نازل شد.
3. زنان حضرت به او اظهار غيرت كردند. گفتم كه اميد است خدايم چنانچه طلاقتان بدهد، زنهاى بهتر از شما نصيبش فرمايد. آنگاه همين آيه نازل شد. 3