135بخارى است، در توضيح اين حديث مىگويد:
وَقَوْله «وَإِنْ يَكُ فِي أُمَّتِي» قِيلَ لَمْ يُورِد هَذَا الْقَوْل مَوْرِد التَّرْدِيد فَإِنَّ أُمَّته أَفْضَل الْأُمَم وَإِذَا ثَبَتَ أَنَّ ذَلِكَ وُجِدَ فِي غَيْرهمْ فَإِمْكَان وُجُوده فِيهِمْ أَوْلَى وَإِنَّمَا أَوْرَدَهُ مَوْرِد التَّأْكِيد كَمَا يَقُول الرَّجُل: إِنْ يَكُنْ لِي صَدِيق فَإِنَّهُ فُلَان يُرِيد اخْتِصَاصه بِكَمَالِ الصَّدَاقَة لَا نَفْي الْأَصْدِقَاء. 1
اينكه رسول خدا(ص) فرموده است: «اگر ميان امتم كسى از آنها باشد»، اين كلام و شرط را از روى ترديد نگفته است. بلكه حضرت براى تأكيد فرموده است؛ چنان كه وقتى مىگوييد: «اگر دوستى برايم باشد، او فلانى است»، منظور اين نيست كه او هيچ دوستى ندارد. بلكه اختصاص دادن كمال صداقت به او مىباشد. هنگامى كه ثابت شد چنين حقيقتى ميان غير امت اسلام وجود داشته است، بودنش در امت برتر، سزاوارتر خواهد بود.
همچنين در جاى ديگر از كتاب صحيح بخارى چنين آمده است:
عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رَضِيَ الله عَنْهُ عَنْ النَّبِيِّ(ص) قَالَ إِنَّهُ قَدْ كَانَ فِيمَا مَضَ-ى قَبْلَكُمْ مِنْ الْأُمَمِ مُحَدَّثُونَ وَإِنَّهُ إِنْ كَانَ فِي أُمَّتِي هَذِهِ مِنْهُمْ فَإِنَّهُ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ. 2
همانا ميان امتهاى گذشته كسانى بودند كه با آنها صحبت مىشد. پس اگر ميان امت من كسى از آنها وجود داشته باشد، او عمر بن خطاب است.
مُوَافَقَات عُمَر
در كتابهاى تاريخى و حديثى اهلسنت، فضايلى براى خليفه دوم به نام «موافقات عمر» بيان شده است؛ يعنى در مسائل زيادى، عمر پيشنهادهايى را به