73نهار» و «غروب يا غيابشمس». گفتنى است در رواياتِ وقت نماز مغرب، تعبير اقبال ليل و ادبار نهار استعمال نشده بود. در اينجا سؤال اين است كه آيا اين سه، بيانگر زمان واحدى است يا خير.
بخارى كه خود، اين روايت را نقل كرده است، عنوان باب را «بَاب مَتَى يَحِلُّ فِطْرُ الصَّائِمِ وَأَفْطَرَ أَبوسَعِيدٍ الْخُدْرِيُّ حِينَ غَابَ قُرْصُ الشَّمْسِ» 1قرار داده است. از اين عنوان بهخوبى برمىآيد كه از ديدگاه وى هر سه تعبير اقبال ليل، ادبار نهار و غروب شمس به زمان واحدى اشاره دارد كه همان غيبوبت قرص خورشيد است.
مرداوى، صاحب كتاب الانصاف، اين سه علامت را متلازم دانسته، دليل جمع شدن سه علامت در روايت را اين مىداند كه با غروب شمس، اقبال ليل و ادبار نهار اتفاق مىافتد و نبايد با مشاهده غروب شمس منتظر علامت ديگرى بود. 2 اما شوكانى و نووى بيان متفاوتى دارند؛ اين دو معتقدند چون گاهى غروب شمس از ديد انسان اتفاق مىافتد، ولى ممكن است حقيقتاً خورشيد غروب نكرده باشد، دو علامت ديگر بيان شده كه با توجه به آن حكم به غروب خورشيد مىشود:
علما در تبيين اين روايت گفتهاند: در اين روايت غروب شمس، اقبال ليل و ادبار نهار ذكر شده تا مشخص شود كه غروب خورشيد از چشم كافى نيست؛ چراكه در مواردى خورشيد از چشمها غايب مىشود، ولى حقيقتاً غروب نكرده است؛ اينجاست كه بايد اقبال ليل و ادبار نهار را لحاظ نمود. 3
اقبال ليل را عدهاى علامت غروب شمس دانستهاند. شوكانى مىنويسد: