71ضَوؤُها هاهنا». 1 پس معناى ديگرى كه ذكر شده است «نور خورشيد» است. اين معنا نيز با ريشه لغوى اين كلمه مناسبت خوبى دارد؛ چرا كه نور خورشيد مانع ديدن قرص خورشيد مىشود. با اين حال، به نظر مىرسد كه معناى اول مناسبتر باشد؛ چون در كتب لغت متعددى بدان تصريح شده است. اما معناى دوم يعنى «ضوءالشمس» اولاً در كتب لغت تنها در دو كتاب ذكر شده و ثانياً تعبير ازهرى اين است كه حجابالشمس در اينجا (هاهنا) به معنى ضوءالشمس است. ثالثاً كلمه بهكار رفته در شعر مورد استشهاد، حجابالشمس است نه حاجبالشمس و گرچه اين دو از نظر معنايى با هم قرابت دارند، ممكن است حاجبالشمس به معنى ضوءالشمس بهكار نرفته باشد.
از آنچه تاكنون بيان شد روشن شد كه با توجه به اقوال لغويان، مراد از حاجبالشمس همان قسمت بالاى خورشيد است. اين معنا در كتب مختلف روايى نيز بهصراحت آمده است. عينى، شارح بخارى، بعد از آنكه «اذا غاب حاجبها» را بدل از «ساعة تغرب الشمس» معرفى نموده، مىنويسد:
حاجب خورشيد قسمت بالاى قرص خورشيد و حواجب خورشيد نواحى آن است. گفته شده به اين دليل حاجب ناميده شده كه مانند ابروى انسان ابتدا ظاهر مىشود. پس حاجب به هر قسمتى اطلاق نشده است و تنها به قسمت بالا كه ابتدا ظاهر و بارز مىگردد، گفته مىشود. 2
پس مراد از غيبوبت حاجب شمس در كنار غروب شمس، بيانگر سقوط كامل