62اجماع وجود دارد؛ گرچه در آخر وقت مغرب اختلاف شده است». 1
عبارات فقهاى عامه در بيان اتفاقى بودن اين قول متعدد است. حتى از برخى تعابير استفاده مىشود كه تمام علماى اسلام چنين عقيدهاى دارند؛ چراكه تنها قول خلاف را از شيعه نقل كردهاند. نووى بعد از عبارتى كه در بالا نقل شد، مىنويسد: «ماوردى و ديگران از شيعه چنين حكايت كردهاند كه آنها قائلاند وقت نماز مغرب تنها با اشتباك نجوم داخل مىشود؛ اساساً اعتنايى به مخالفت شيعه نمىشود». 2 اين عبارت بعد از نقل اجماع، بيانگر اين است كه بهزعم وى قول به غروب شمس مورد اتفاق تمام فقهاى اسلامى، بهجز اماميه، مىباشد.
با توجه به اينكه قول ديگرى 3 نيز در ميان اهل تسنن وجود دارد كه ملاك را غروب و غياب شمس قرار نداده است، بايد با تسامح چنين اجماعاتى را پذيرفت. البته مىتوان گفت اين قول نيز قائل به غروب شمس است، ولى علامت آن را طلوع شاهد يا نجم معرفى نموده است. با توجه به اين نكته بايد گفت شيعه نيز چنين اعتقادى دارد؛ چراكه فقهاى اماميه نيز وقت نماز مغرب را غروب شمس دانستهاند و تنها در علامت و محقق غروب اختلاف ديدگاه دارند: «اول وقت مغرب، به اجماع همه علما، غروب خورشيد است و علماى ما تنها در علامت آن اختلاف كردهاند». 4
گفتنى است، گرچه در اين كلمات لفظ غروب شمس بهكار رفته است، ولى همانطور كه از روايات روشن مىشود، مراد همان فرورفتن خورشيد در افق است