63كه از آن به سقوط قرص، وجوب شمس، غياب شمس، توارى شمس و استتار شمس نيز تعبير مىشود.
2. ادله قول به تحقق غروب با استتار شمس
در كتب روايى اهل تسنن روايات متعددى دال بر دخول وقت نماز مغرب با غايب شدن يا سقوط خورشيد وجود دارد كه در چندين باب از ابواب اوقات الصلاة و ابواب الافطار نقل شده است؛ بابهايى چون «اول وقت المغرب»، «تعجيل المغرب»، «كراهة تأخير المغرب»، «وقت الافطار»، «تعجيل الافطار» و مانند آن. در اينجا به نقل برخى از اين روايات مىپردازيم. در نقل روايات اهل تسنن رواياتى كه از صحاح سته نقل مىشود را بررسى سندى نخواهيم كرد؛ بهويژه كه تعداد قابل توجهى از اين روايات در دو يا چند جامع حديثى نقل شده است. البته در مواردى در پاورقى، به صحت يا عدم صحت روايات اشاره خواهيم نمود. اين روايات را مىتوان به چند دسته تقسيم نمود:
الف) رواياتى كه «غروب شمس» را اول وقت نماز مغرب معرفى مىنمايد
يك - روايت محمّد بن عمرو
حَدَّثَنَا مُسْلِمُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ حَدَّثَنَا شُعْبَةُ عَنْ سَعْدِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرٍو - قَالَ - سَأَلْنَا جَابِرًا عَنْ وَقْتِ صَلاَةِ النَّبِىِّ - صلى الله عليه وسلم - فَقَالَ كَانَ يُصَلِّى الظُّهْرَ بِالْهَاجِرَةِ وَالْعَصْرَ وَالشَّمْسُ حَيَّةٌ وَالْمَغْرِبَ إِذَا غَرَبَتِ الشَّمْسُ وَالْعِشَاءَ إِذَا كَثُرَ النَّاسُ عَجَّلَ وَإِذَا قَلُّوا أَخَّرَ وَالصُّبْحَ بِغَلَسٍ. 1
محمد بن عمر مىگويد: از جابر بن عبدالله درمورد وقت نماز پيامبر خدا(ص) پرسيديم.