272به حكومت ادله ذهاب بر استتار را مىتوان وجه جداگانهاى محسوب نمود يا آن را به يكى از دو وجه پيشين برگرداند. اين وجوه اشكالات متعددى دارد كه التزام بدان را ناممكن مىسازد. وانگهى تن دادن به اين وجوهِ جمع، معنايى جز طرح اخبار متواتر استتار، بهواسطه چند خبر محدود كه دلالت آن ظاهر در مفسر بودن است نه نص در آن، نخواهد داشت.
اما بحث ترجيح يك دسته بر ديگرى تنها ازجانب قائلان به ذهاب مطرح شده است. برخى، بعد از تسليم عدم امكان جمع از ترجيح سخن گفتهاند. ولى بعضى ديگر با توجه به مبانى خاصى در حجيت روايت، وجه جمعى مطرح نكرده و مستقيماً به ترجيح اخبار ذهاب حمره روى آوردهاند. در اين راستا، هر سه ترجيح صدورى (به جهت موافقت با مشهور)، جهتى (به دليل مخالفت با عامه) و مضمونى (به علّت موافقت با كتاب) مطرح شده است. ازنظر ما، به دليل تقدم جمع عرفى بر ترجيح و اشكال صغروى در اين ترجيحات، اين موارد تمام نيست و اخبار استتار به قوت خود باقى است.
در اين ميان، در كلام بسيارى از قائلان به ذهاب حمره، تمسك به تقيهاى بودن روايات استتار و تكيه بر شواهدى از اخبار باب، بازتاب يافته است؛ حال آنكه با نقد و بررسى اين شواهد و ارائه شواهد متعدد ديگرى بر عدم تقيه، نادرستى اين ادعا كه براى برخى ارسال مسلم تلقى شده است، روشن شد.
بنابراين وجوه جمع استتار پذيرفتنى است و از ميان اين وجوه، حمل روايات استتار بر علاميت قابل قبولتر و عرفىتر مىباشد.