263روايات استتار ننمايند؟ انصاف اين است كه اين شاهد، راه را براى حمل روايات استتار بر تقيه كاملاً مىبندد و احتمال آن را تا حد صفر كاهش مىدهد.
دوم - عدم تعرض به اختلاف شيعه و سنى در خلاف شيخ طوسى
نكته مهم ديگر كه از آن غفلت شده است، توجه به كتاب خلاف شيخ طوسى است. در اين كتاب كه به هدف فقه مقارن نگاشته شده است، هيچ بيانى كه بتوان از آن برداشت كرد نظر شيعه برخلاف نظر اهل تسنن است - كه به تبع آن محملى براى حمل روايات استتار بر تقيه باز شود - نمىتوان يافت. 1
سوم - روايات بيانگر فعل پيامبر(ص)
اگر در افعال يا اقوال ائمه(عليهم السلام) احتمال تقيه وجود داشته باشد، اين احتمال درمورد فعل پيامبر اسلام(ص) منتفى است. از اين نكته و نيز رواياتى كه وقت نماز مغرب حضرت را زمان استتار معرفى مىنمايد، به خوبى استفاده مىشود كه وقت نماز مغرب همان استتار شمس است و وجهى براى حمل روايات استتار بر تقيه وجود ندارد. روايات بيانگر فعل حضرت از اين قبيلاند:
فِي الْعِلَل: عَنْ محمد بْنِ الْحَسَنِ عَنِ الصَّفَّارِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ حُكَيْمٍ عَنْ عَبْدِ الله بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ لَيْثٍ عَنْ أَبِيعَبْدِالله قَالَ: كَانَ رَسُولُ الله لَا يُؤْثِرُ عَلَى صلاة الْمَغْرِبِ شَيْئاً إِذَا غَرَبَتِ الشَّمْسُ حَتَّى يُصَلِّيَهَا. 2
- وَ عَنْهُ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِالْحَمِيدِ عَنِ الصَّبَّاحِ بْنِ سَيَابَةَ وَ أَبِي أُسَامَةَ قَالا: سَأَلُوا الشَّيْخَ(ع) عَنِ الْمَغْرِبِ، فَقَالَ بَعْضُهُمْ: جَعَلَنِيَ الله فِدَاكَ، نَنْتَظِرُ حَتَّى يَطْلُعَ