256
حُدِّثُوا بِشَيْءٍ أَذَاعُوهُ؛ قُلْتُ لَهُمْ مَسُّوا بِالْمَغْرِبِ قَلِيلاً فَتَرَكُوهَا حَتَّى اشْتَبَكَتِ النُّجُومُ فَأَنَا الْآنَ أُصَلِّيهَا إِذَا سَقَطَ الْقُرْص. 1
اين روايتِ موثقه 2 را برخى مشعر، برخى ديگر ظاهر و عدهاى كالصريح در تقيه دانستهاند. 3
در وجه دلالت اين روايت بر تقيه گفته شده است به قرينه صدر روايت كه امام(ع) از اذاعه مطالب گله مىنمايند و سپس ذيل روايت كه مىفرمايد:
«فَأَنَا الْآنَ أُصَلِّيهَا إِذَا سَقَطَ الْقُرْص»، روايت ظهور در تقيه دارد تا حضرت به آنچه مورد اذاعه واقع شده است معروف نگردد. تعبير به «مسّوا بالمغرب قليلا» نيز از باب تقيه است؛ چون امكان بيان صريح ذهاب حمره مشرقيه بهعنوان اول وقت مغرب نبوده است؛ بنابراين از اين تعبير كه ملازم با ذهاب حمره است، استفاده شده است. 4
نقد و بررسى
جواب از اين استدلال روشن است. به نظر مىرسد ظهور روايت در اين است كه امام(ع)، به جهت احتياط در تحقق وقت مغرب، حكم كردند كه نماز كمى بعد از استتار خوانده شود؛ ولى چون عدهاى مانند خطابيه در اين جهت افراط كردند، ايشان به ملاحظه اين مصلحت كه اين عمل به نام حضرت تمام نشود، نماز خود را ابتداى وقت، بدون رعايت احتياط، اقامه نمودند. اگر نگوييم ظاهر روايت همين است، اين وجه از روايت اظهر است. گله امام(ع) اين است كه عدهاى پا را از رعايت احتياط