254در اين ميان محدث بحرانى بيش از همه به بحث تقيه پرداخته است. ايشان، بعد از تأكيد بر امر شارع، به سنجش اخبار با روايات عامه و عدم پذيرش روايت موافق با آنها - حتى در فرض عدم تعارض روايات - پرداخته و روايات غروب را چند دسته دانسته است؛ برخى صريحاً بر قول اهل تسنن دلالت دارد كه به دليل اين موافقت محكوم به تقيه است. دسته ديگر دلالت بر زوال حمره مشرقيه دارد كه اين اخبار بيانگر حكم واقعى هستند. دسته سوم رواياتى است كه يا زوال حمره را علامت غيبوبةالشمس معرفى كرده است، يا احتياطاً حكم به خواندن نماز مغرب در وقت زوال حمره نموده و يا ملاك را طلوع نجم يا ثلاثة انجم معرفى كرده است. ايشان اين دسته را نيز روايات تقيهاى دانسته و لسان مختلف اين اخبار را ناشى از شرايط تقيه و عدم امكان بيان واقع از طرف حضرات معصومين(عليهم السلام) برشمرده است. 1
نقد و بررسى حمل روايات استتار بر تقيه
در روايات متعددى از اهل بيت(عليهم السلام) موافقت روايتى با نظر عامه يك نقطه ضعف تلقى شده و مخالفت با عامه يك وجه ترجيح در ظرف تعارضِ روايات برشمرده شده است. 2 از اين وجهِ ترجيح به مرجح صدورى ياد مىكنند. 3 فارغ از اينكه اين وجه از ترجيح در چه رتبهاى از مرجحات قرار دارد، توجه به اين واقعيت كه در عصر ائمه(عليهم السلام)، بهويژه زمان صادقين(عليهما السلام)، فضاى تقيه حاكم بوده است و ايشان ناچار به ابراز بياناتى مخالف حقيقت بودهاند، موافقت يا مخالفت با نظر عامه در آن زمان