230توضيح اينكه در اين روايت غيبوبت شمس شرط و ذهاب حمره جزا واقع شده است. بدين ترتيب، روايت ظاهر در اين امر است كه با غيبوبت كامل، ذهاب حمره تحقق پيدا مىنمايد. لذا اين درجه از غيبوبت موضوع وقت مغرب خواهد بود. البته ممكن است كسى ادعا كند كه عرف بين «اذا غابتالشمس ذهبت الحمرة» و «اذا ذهبت الحمرة فقد غابتالشمس» تفاوتى قائل نبوده، هردو را بر علاميت سبق تحقق حمل مىنمايد. چنين ادعايى محتمل است، ولى بهنظر، به حد ظهور نمىرسد. بنابراين از اين روايت نمىتوان بهعنوان شاهد بهره گرفت.
سوم - مرسله ابنابىعمير
عَنْ أَبِي عَبْدِ الله(ع) قَالَ: وَقْتُ سُقُوطِ الْقُرْصِ وَوُجُوبِ الْإِفْطَارِ أَنْ تَقُومَ بِحِذَاءِ الْقِبْلَةِ وَتَتَفَقَّدَ الْحُمْرَةَ الَّتِي تَرْتَفِعُ مِنَ الْمَشْرِقِ فَإِذَا جَازَتْ قِمَّةَ الرَّأْسِ إِلَى نَاحِيَةِ الْمَغْرِبِ فَقَدْ وَجَبَ الْإِفْطَارُ وَ سَقَطَ الْقُرْصُ. 1
از امام صادق(ع) نقل شده است كه فرمودند: زمان سقوط قرص و وجوب افطار وقتى است كه روبهقبله ايستاده، حمره طرف مشرق را جستوجو نمايى. هرگاه آن حمره از بالاى سر به طرف مغرب عبور نمود، افطار واجب مىشود و قرص شمس سقوط پيدا مىكند.
در اين روايت نيز بين جواز حمره از سمتالرأس و سقوط قرص ملازمهاى برقرار شده است. با توجه به آنچه ذيل دو شاهدِ پيشگفته بيان شد، عرف از فهم علاميتِ ذهاب حمره بر سقوط قرص از اين روايت ابايى ندارد. 2 ذيل اين روايت بيان شد كه گرچه ادعاى ظهور اين روايت در علاميت آسان نيست، به قرينه