224توضيح و تبيينى، تنها روايت را در عداد اخبار دال بر ذهاب ذكر كردهاند. 1
با توجه به تعبير «احبّ»، 2 ادعاى ظهور روايت در استحباب و آن را شاهد قرار دادن براى حمل ديگر روايات ذهاب حمره بر استحباب، نهتنها امر غريبى نيست، بلكه منطقى محسوب مىگردد. 3 جالب اينكه برخى از قائلان به ذهاب، با اينكه چنين جمعى را نپذيرفتهاند، تنها صراحت اين روايت در استحباب را رد كردهاند. 4 پس روشن مىشود ظهور روايت در استحباب قابل انكار نبوده است. برخى ديگر نيز تن به پذيرش اين ظهور داده، ولى جهت روايات را تقيه دانستهاند. 5
البته قائلين به ذهاب حمره نيز وجوهى از جمع را مدنظر دارند كه ممكن است در قياس با وجوه جمع استتار اقرب باشد؛ ولى اكنون سخن در اين است كه حمل روايات ذهاب حمره بر ندب و استحباب بدون شاهد نبوده، قراين مناسبى بر آن وجود دارد؛ بنابراين اينگونه روايات مىتواند شاهد چنين جمعى باشد.
اشكال دوم
سؤالى كه قائلان به استحباب تأخير نماز مغرب تا ذهاب حمره مشرقيه بايد به دنبال پاسخش باشند، اين است كه استحباب تأخير نماز مغرب ازطرفى با رواياتى كه از تأخير نماز مغرب نهى نموده 6، ناسازگار است و ازطرف ديگر با سيره پيامبر اسلام(ص) بر اقامه نماز مغرب بلافاصله بعد از سقوط قرص و غيبوبت شمس 7،