223فوقالجبل را درست بدانيم. 1 البته همانطور كه گذشت، مىتوان وجه استحباب را احتياط در موضوع دانست.
شاهد ديگرى كه برخى را به چنين حملى واداشته است، استفاده از ملاكهايى است كه از جهت زمان متفاوت مىباشند. روايت شهاب مبنى بر ديدن يك ستاره، روايت ثلاثة انجم و روايت اقبال فحمه از اين قبيلاند. يكى از وجوه جمع بين اين سنخ روايات حمل بر مراتب فضل و استحباب مىباشد. 2
فارغ از ملاكهاى متفاوت، تعبير بهكار رفته در روايت شهاب دلالت روشنى بر استحباب دارد. روايت چنين است:
بِإِسْنَادِهِ عَنْ محمد بْنِ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنِ ابنابيعمير عَنْ محمد بْنِ حَكِيمٍ عَنْ شِهَابِ بْنِ عَبْدِ رَبِّهِ قَالَ: قَالَ أَبُوعَبْدِالله(ع): يَا شِهَابُ، إِنِّي أُحِبُّ إِذَا صَلَّيْتُ الْمَغْرِبَ أَنْ أَرَى فِي السَّمَاءِ كَوْكَبا. 3
راويان قبل از ابنابىعمير از اجلا و ثقاتاند. 4 با توجه به اين نكته و آنچه درمورد اصحاب اجماع و مشايخ ثلاثه بيان شد، اين روايت به دليل نقل ابنابىعمير موثوق الصدور و معتبر است؛ هرچند محمد بن حكيم 5 توثيق خاص نداشته باشد.
استظهارات مختلفى از اين روايت شده است؛ برخى «اذا صلّيت المغرب» را بر پايان نماز حمل نموده و از اين طريق سعى در هماهنگسازى آن با ديگر ادله ذهاب حمره داشتهاند. 6 عدهاى لسان روايت را استحباب دانسته 7 و برخى ديگر، بدون هيچ