214حمره تناسب تام دارد. 1
همانطور كه ذيل بررسى دلالت اين روايت بيان نموديم 2، برخى مضمون اين مرسله را خلاف وجدان تلقى كرده و ازآنجا كه روايت هم شامل ارسال است و هم سهل بن زياد از جمله راويان آن است، به دليل ضعف سند، به مضمون اين روايت تن نداده و جواز حمره از قمّةالرأس را نپذيرفتهاند. 3
به نظر مىرسد آنچه در مرسله ابنابىعمير نقل شده است، مضبوط نمودن ديگر روايات ذهاب حمره مشرقيه است. در ديگر روايات تعابيرى چون «اذا ذهبت الحمرة»، «جنّ عليه الليل»، «اقبلت الفحمة»، «بدت ثلاثة انجم»، «حتي تذهب الحمرة الّتي فوق الليل» و مانند آن ذكر شده است كه انضباط خاصى ندارد. در اين روايت با ملاك جواز از قمّةالرأس اين انضباط حاصل مىشود. بله، اگر كسى روايت را از جهت سندى معتبر ندانست، دليلى براى پذيرش چنين مطلبى نخواهد داشت؛ گرچه محتمل است، حتى در صورت نپذيرفتن سند روايت، ذهاب حمره از جانب مشرق را به جواز از سمت الرأس بدانيم؛ چراكه سمت شرق و غربِ هر شخصى با تقسيم آسمانِ بالاى سر مشخص مىگردد و درنتيجه ذهاب حمره از طرف مشرق جز با گذشتن از بالاى سر شخص محقق نمىگردد. شايد به همين جهت برخى ظاهرِ تمامى رواياتِ دال بر ذهاب را جواز از سمتالرأس دانستهاند. 4
جمعبندى روايات
از ديرباز، قول به ذهاب حمره مشرقيه شهرت بالايى در ميان فقها، داشته است. قائلان