194پاسخ: به نظر مىرسد پوشانندگى شب مفهوم مشكّكى است، كه مراتب شدت و ضعف دارد. ذهاب حمره مشرقيه و ناپديد شدن نور خورشيد را مىتوان درجات اوليه جنان الليل دانست؛ بنابراين نيازى به حمل روايت بر موارد ذكر شده نيست؛ از اينرو برخى چنين محاملى را بعيد شمردهاند. 1
اشكال دوم: در مقابل آنچه بيان شد، احتمال ديگرى مطرح شده است كه جاى بررسى دارد. برخى احتمال دادهاند كه مشاراليه «هذا»، مطلق رؤيت كوكب باشد؛ به اينمعنا كه ديدن كوكب براى دخول وقت كافى است 2 و ديدن كوكب با استتار و كمى بعد از آن هم سازگار است. اما با توجه به اينكه كوكب گاهى بعد يا قبل از استتار و بسيار قبلتر از ذهاب حمره رؤيت مىشود، برخى اطلاق روايت را مخالف هر دو قول دانستهاند. 3
به نظر مىرسد، درصورت پذيرش اين احتمال، بتوان با حمل روايت بر بيان علامت، روايت را از مخالفت با هر دو قول خارج ساخت. دراين صورت، اين روايت ازنظر مفهومى در رديف روايتى قرار مىگيرد كه در آن سخن از رؤيت كوكب است. 4 روايت چنين است:
محمد بْنُ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنِ ابنابيعمير عَنْ محمد بْنِ حَكِيمٍ عَنْ شِهَابِ بْنِ عَبْدِ رَبِّهِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِالله(ع): يَا شِهَابُ، إِنِّي أُحِبُّ إِذَا صَلَّيْتُ الْمَغْرِبَ أَنْ أَرَى فِي السَّمَاءِ كَوْكَباً. 5
امام صادق(ع) فرمودند: اى شهاب، همانا من دوست دارم وقتى نماز مغرب مىخوانم