190و تپه ندارد و چهبسا حضرت رسول(ص) نيز تا رفتن نور خورشيد از مواضع بلند افطار نمىكردند و نماز نمىخواندند و ازآنجا كه سرزمينها ازجهت پستى و بلندى متفاوت بوده و علم به غيبوبت قرص آسان نبوده است، حضرات معصومين(عليهم السلام) به تأخير نماز مغرب تا ذهاب حمره مشرقيه يا كمتر از آن، به نحو احتياط يا حتم، امر نمودهاند. 1
اشكال اول: اگر فاصله ميان ناظر و جايى كه نور خورشيد تابيده كم باشد، عرفاً استتار قرص صدق نمىكند؛ ولى اگر فاصله زياد باشد، مانند غياب از ديد ناظر و تابش نور بر مناره يا كوه بلند، قطعى دانستن عدم صدق غروب 2، محل كلام است. 3 ازقضا اين فرع در برخى كتب فقهى مطرح شده و كسانى چون شيخ طوسى حكم به تحقق غروب نمودهاند؛ گرچه صبر تا ناپديد شدن نور خورشيد را احوط دانستهاند. 4 اين قول به برخى اصحاب نيز نسبت داده شده است. 5
اشكال دوم: اگر با تابش نور خورشيد بر جبال و تلال غروب را صادق ندانيم و با استناد به اين روايت، به تأخير نماز تا غيبوبت خورشيد و رفتن شعاع آن از جبال و تلال حكم نماييم، چنين امرى ملازمهاى با ذهاب حمره مشرقيه ندارد. 6 كلام شيخ طوسى در اينجا خواندنى است:
وقت مغرب غيبوبت خورشيد، و پايان آن غيبوبت شفق يا حمره از ناحيه مغرب است و علامت غايب شدن خورشيد اين است كه هنگامى كه آفاق و آسمان صاف است و مانعى بين شخص و خورشيد وجود ندارد، وقتى خورشيد از چشمش غايب گشت علم