189ازآنجا كه عموم مردم مسامحاتى داشتهاند، امام(ع) از باب تيقن دخول وقت و قطع استصحاب نهار، حكم به تمسيه و تأخير نماز مغرب نمودهاند. 1
ازآنجا كه لحن اين تعبير، لحن احتياط و استحباب است، برخى از محدثين اين روايت را در باب «تأخير المغرب عن استتار القرص للاحتياط» نقل كردهاند. 2 در اين ميان، برخى از قائلان به ذهاب حمره اين تعبير را كاشف از فضاى تقيه و عدم امكان اظهار مذهب حق دانستهاند. 3 ما در بحث ترجيح اخبار، بحث تقيه را به تفصيل مطرح، و نادرستى اين كلام را بيان خواهيم نمود.
بيان سوم
غيبوبت شمس از ديد بيننده، در مواضع مختلف تفاوت دارد. در برخى از اين مواضع، گرچه استتار از عين ناظر رخ داده است، قطعاً حكم به غروب شمس نخواهيم كرد؛ مانند اينكه خورشيد از نگاه بيننده غايب گردد؛ ولى نور خورشيد بر ديوار خانه تابيده يا اينكه نور آن بر مناره يا تپه بلندى هويدا باشد. بنابراين چون مواضع مختلفى وجود دارد، ائمه(عليهم السلام)، با لحاظ اين نكته، امر احتياطى يا حتمى به تأخير نماز مغرب تا ذهاب حمره مشرقيه نمودهاند تا نور خورشيد از تلال و جبال زائل گردد.
«وحيد بهبهانى» اين وجه را درمورد روايت مطرح نموده و كوفى بودن راوى 4و مدنى بودن امام(ع) را شاهد بر اين مطلب گرفته است. ايشان مىفرمايد:
اين روايت بدان دليل است كه سرزمين كوفه مانند حجاز، بهويژه مكه و مدينه، كوه