185ازيكطرف و افاضه از عرفات، ازطرف ديگر، وجود دارد. مىتوان از اين تفاوت به تفاوت «مكانى» ياد كرد. ازآنجا كه نماز مغرب و افطار در هر نقطه زمين انجامگرفتنى است، لحاظ شرايط جغرافيايى خاصى براى اعلام حكم شدنى نيست؛ ولى چون افاضه مكان خاص با شرايط جغرافيايى مشخصى دارد، لحاظ اين شرايط در حكم نه تنها شدنى، بلكه براى تسهيل مكلف، شايسته است. با توجه به اين نكته و دقت در شرايط جغرافيايى عرفات، بايد اين دو روايت را موشكافى كرد. حال سؤال اين است كه آيا در اطراف عرفات كوه، تلّ يا ديگر موانع طبيعى قرار دارد، بهگونهاى كه بيننده را از ديدن استتار شمس و سقوط قرص بازدارد؟ اگر چنين مانعى در طرف مغرب وجود داشته باشد، حكم امام(ع) به رعايت ذهاب حمره مشرقيه را مىتوان بر علاميت حمل نمود.
درمورد عرفات بايد گفت سه طرف اين سرزمين را سلسله كوهى به نام «جبل عرفات»، احاطه كرده است. اين سلسله قوسى را بهوجود آورده كه وتر آن را «وادى عرنه» تشكيل داده است. در شمال شرقى عرفات كوهى بلند و قهوهاىرنگ، به نام «جبل سعد» قرار گرفته است كه بر محل وقوف اشراف دارد. در سمت طلوع خورشيد كوه بلند ديگرى واقع شده است كه از آن به «جبل ملحه» ياد مىشود و از جهت بلندى و ارتفاع كوتاهتر از كوه سعد است و رنگش به سرخ و سفيد، با رگههاى سياه، متمايل است. كوه ملحه از ناحيه شرق تا جنوب عرفات كه راه طائف در آن قرار گرفته است، امتداد دارد.
در قسمت جنوب سلسله كوههاى سياهى واقع شدهاند كه بارزترين آنها «امالرضوم» است و در ناحيه مغرب و شمال غربى آن وادى عرنه قرار دارد كه خارج از محدوده وقوف است. 1 گرچه در طرف مغرب عرفات از كوه خاصى ياد نشده