132و حتى ابنعبيد مضر نخواهد بود؛ چراكه در رديف وى حسن بن ظريف قرار دارد، كه توثيق شده است. نتيجه اينكه روايت محل بحث معتبر و صحيح مىباشد.
ب) بررسى دلالى
در اين روايت غيبوبت شمس بهعنوان معيار دخول وقت مغرب و عشا معرفى شده است كه دليل واضحى براى قائلان به استتار به حساب مىآيد.
روايت پانزدهم: معتبره محمد بن يحيى خثعمى
عَنْ أَبِي عَبْدِالله(ع) أَنَّهُ قَالَ: كَانَ رَسُولُ الله(ص) يُصَلِّي الْمَغْرِبَ وَيُصَلِّي مَعَهُ حَيٌّ مِنَ الْأَنْصَارِ يُقَالُ لَهُمْ بَنُوسَلَمَةَ مَنَازِلُهُمْ عَلَى نِصْفِ مِيلٍ فَيُصَلُّونَ مَعَهُ ثُمَّ يَنْصَرِفُونَ إِلَى مَنَازِلِهِمْ وَهُمْ يَرَوْنَ مَوَاضِعَ سِهَامِهِمْ. 1
از امام صادق(ع) نقل شده كه فرمودند: پيامبر خدا(ص) نماز مغرب را اقامه مىفرمودند، درحالىكه قبيلهاى از انصار به نام بنوسلمه كه فاصله منازلشان تا مدينه نصف ميل بود، در نماز جماعت ايشان شركت مىنمودند. بعد از نماز وقتى به طرف منازل خود برمىگشتند و تيراندازى مىكردند، جاى افتادن تيرهاى خود را مىديدند.
الف) بررسى سندى
اين روايت را شيخ صدوق در دو كتاب حديثى خود با دو طريق متفاوت از محمد ابن يحيى خثعمى نقل كرده است. گرچه محمد بن يحيى توثيق شده 2، اعتبار طريق صدوق به وى مهم است.