124معناى حاجب نيز بهتفصيل گذشت. نتيجه اينكه «حاجبالشمس» به قسمتى از قرص خورشيد اطلاق مىشود كه هنگام طلوع زودتر از قسمتهاى ديگر ظاهر و هنگام غروب ديرتر پنهان مىگردد. 1 روشن است كه با پنهان شدن حاجب خورشيد (قسمت بالاى خورشيد)، تمام قرص مستتر مىشود و اين دلالت دارد بر اينكه استتار قرص براى تحقق وقت نماز مغرب كافى است.
نكته: با توجه به اينكه در موثقۀ اسماعيل بن فضل، فعل مستمر پيامبر اسلام(ص) بيان شده است (كان رسولالله....يصلي....)، حمل چنين روايتى بر تقيه دشوار است؛ چون اولاً لازم نيست امام(ع) به فعل پيامبر(ص) استناد بدهد و ثانياً فعل پيامبر(ص) را بهصورت استمرار بيان نمايد. 2
درعينحال، مرحوم صاحب وسائل سخن عجيبى ذيل اين روايت دارد؛ وى ضمن پذيرش ظاهر روايت مبنى بر كفايت استتار قرص، براى توجيه اين روايت، با استناد به لفظ «كان»، اين عمل پيامبر(ص) را منسوخ مىداند. ايشان در اين زمينه مىفرمايد: «اين روايت و برخى روايات ديگر احتمال نسخ در آن وجود دارد و لفظ «كان» مشعر به زوال و نسخ حكم است». 3
اما همانطور كه بيان شد، «كان» همراه با فعل مضارعِ «يصلّى» دال بر استمرار است، نه زوال و نسخ.
روايت نهم: موثّقه صباح بن سيابه و ابواسامه
سَأَلُوا الشَّيْخَ عَنِ الْمَغْرِبِ فَقَالَ بَعْضُهُمْ: جَعَلَنِيَ الله فِدَاكَ نَنْتَظِرُ حَتَّى يَطْلُعَ كَوْكَبٌ؟ فَقَالَ: خَطَّابِيَّةٌ؟ إِنَّ جَبْرَئِيلَ(ع) نَزَلَ بِهَا عَلَى مُحَمَّدٍ(ص) حِينَ سَقَطَ الْقُرْص. 4