112شمس در اين روايت مىشود و روايت را از اجمال خارج مىسازد. ضمن اينكه شيخ(رحمه الله) خود از اين روايت برداشت استتار نموده است؛ چراكه اين روايت را در عداد روايات استتار شمس ذكر كرده است.
روايت پنجم: موثّقه زيد شحام
قَالَ رَجُلٌ لِأَبِي عَبْدِ الله(ع): أُؤَخِّرُ الْمَغْرِبَ حَتَّى تَسْتَبِينَ النُّجُومُ؟ قَالَ: فَقَالَ خَطَّابِيَّةٌ؛ إِنَّ جَبْرَئِيلَ(ع) نَزَلَ بِهَا عَلَى مُحَمَّدٍ(ص) حِينَ سَقَطَ الْقُرْص. 1
شخصى به امام صادق(ع) گفت: آيا نماز مغرب را تا حدى به تأخير بيندازم كه ستارهها بهخوبى ظاهر شوند؟ حضرت در پاسخ فرمودند: مگر تو خطابيه هستى؟ جبرئيل نماز مغرب را وقت سقوط قرص بر پيامبر خدا(ص) نازل نموده است.
الف) بررسى سندى
اين روايت از دو طريق نقل شده است:
يك - سند شيخ طوسى
سند روايت عبارت است از: «عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي الصُّهْبَانِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ ابْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ أَبِي أُسَامَةَ الشَّحَّام». صدر سند را بايد با توجه به روايت قبلى شناخت. سند روايت قبل اين چنين است: «أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَحَدِهِما(عليها السلام)». با توجه به اين سند، ابتدا به نظر مىرسد ضمير به احمد بن محمد برگردد؛ ازاينرو، سند روايت در وسائل اينگونه آمده است: «وَبِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي الصُّهْبَانِ». 2